شاهرخ خان : امیدوارم که بازم بتونم در آینده این کار بازتکرار کنم و تو فیلم جدید و متفاوتی به خوبی PAHELi بازی کنم پاهلی فیلم خیلی متفاوتیه و فکر کنم تنها زمانی که یه تهیه کننده حاظر به ریسک کردن باشه ساخت چنین فیلمی ممکن . (تهیه کننده پاهلی گوری خان همسر شاهرخ) به خصوص اینکه قبل این فیلم 2000 : Phir Bhib Dil Hai Handustani(باهمه این حرفا دلم هندیه) (فروش متوسط) 2001 : ASOKA (متوسط)

هر دو از نظر تجاری موفق نبودن باید بیشتر احتیاط میکردم
هر چند پاهلی جدید ترین فیلمش نتونست خوب فروش کنه متوسط بود اما فیلمهای 2003 : Chalte Chalte (رفته رفته) (عالی : super hit) 2004 : Main HooN Na (من هستما) (عالی : super hit)


شکست آشوکا ناامیدت نکرد ؟
خیلی ها بهم میگن آشوکا نسبت به زمانش زود بود و باید چند سال بعد ساخته و اکران می شد اما هیچ کس در هیچ جا قادر نیست سلیقه متفاوت تماشاگرا حدس بزنه اما به هر حال اشتباه از ما بود در هیچ کجای دنیا تماشاگر به قصد رد کردن و نپذیرفتن فیلمی به سینما نمیره بلکه مردم معمولا برای لذت بردن و سرگرم شدن به تماشای فیلم میشینن و دوست داشتن فیلم مث دوست داشتن غذاست هر کس سلیقه خاصی داره و طعم متفاوتی می پسنده واگه غذایی دوست نداشته باشه اصلا اون نمیخوره پس نتیجه میگیریم ما برای مردم فیلم میسازیم و باید مطابق سلیقه و نظرشون رفتار کنیم فکرکنم Phir Bhib Dil Hai Handustani فیلم عالی بود هم جالب و سرگرم کننده و هم موضوع تازه ای مطرح میکرد و اون زمان خبرنگارا چندان قدرت کاری نداشتن و همیشه در کنترل قدرتهای بالاتر بودن اما ببینین این روزا چقدر اوضاع تغییر کرده خبرنگارا تا چه حدی وسعت کارشون بیشتر شده مثلا تو مراسم خاکسپاری سونیل دات(هنرپیشه قدیمی بالیوود پدر سانجی دات و همسر نرگس هر دو بازیگر) شما میتونستین جمعیت فراوان خبرنگارا و طرفدارای ستاره هارو ببینین که تا چه حد آزادانه با هاشون رفتار میشد به هر حال ساخت چنین فیلمایی بی تاثیر نیستن مثلا 2005 Swedes (صد ملت: هند) (فروش متوسط) بیشتر در رابطه با شرایط و اوضاع زندگی و کیفیت در هندوستانه ، شاید به سرگرم کننده ای Phir Bhib Dil Hai Handustani نباشه اما خب مث این که ما از فیلم زندگی گاندی انتظار دیدن یه فیلم کاملا سرگرم کننده داشته باشیم هر فیلم زمینه و حمایت خاص خودش داره که این زمینه از چارچوب و قاعده کلی که برای اون در نظر گرفتن بوجود می یاد با توجه به استقبال بی نظیر مردم در روزای اول اکران PAHELI ، امید زیادی به موفقیت اون دارم و فکر کنم که تماشاگرا از داستان فیلم لذت ببرن من خودم عاشق کمدی هستم PAHELI یه فیلم کمدی نیست اما لحظات شاد زیادی داره .
آمول پالکار جزو اولین کارگردانای مطرحیه که باهاش همکاری داشتی ؟
بله ، من در ابتدای ورودم به این صنعت با مانی کوال سر فيلم 1992 Idiot و با خاندان شاه 1994: Kabhi Haan Kabhi Naa (گاهی ها گاهی نه) وبا کتان مهتا 1993: Maya Memsaab (مایا خانم) 1995: Oh Darling Yeh Hai India : عزیم این هند) کار کردم که همه اونا جزو بهترینا و حرفه ای ترین کارگردانا هستن اما بعنوان تهیه کننده پاهلی برای اولین بار بود که تونستم یه کارگردان پیشرو و مطرح برای کارم انتخاب کنم در اون سالها من جوانتر و عجولتر از اونی بودم که ازاین کارگردانا چیزی بیاموزم یادم می یاد که همیشه دوست داشتم زودتر کارم تموم کنم و به خونه برگردم


خبرای زیادی راجعبه تفاوت نظرا و دیدگاه های شما و آمول پالکار شنیده میشه ؟
شاهرخ : به نظر شما این تفاوتها طبیعی نیست ؟ انسانا همیشه با هم فرق دارن من با کارن جوهر (نویسنده ، کارگردان ، طراح لباس ، بازیگر) و فرح خان (طراح حرکات موزون ، کارگردان ، نویسنده) نیز تفاوتهای زیادی دارم و سلایق و دیدگاه هامون مختلفه اما دوستای بسیار خوبی هستیم پس این اختلافا به هیچ وجه مهم نیستن آمول پالکار بطور کلی برام تجربه جدید و متفاوتی بود اما حالا با اطمینان میتونم بگم که به عنوان تهیه کننده به پاهلی افتخار میکنم و بسیار دوستش دارم .

قهرمان فیلم کیه ؟
رانی موکرجی نقش اصلی داره و شاید به نوعی نقش من نقش مکملش باشه دوتا نقش مکمل داره (نقش روح و شوهر رانی تو فیلم شاهرخ داره) من عاشق داستان فیلمم و اون بصورت قصه برای بچه هام تعریف کردم اونا خیلی از این قصه خوششون اومد و من فهمیدم که این فیلم رو بچه هام تاثیر داره و اونا از دیدن این داستان زیبا لذت میبرن
بچه هام تونستن این داستان درک کنن و اون تصور کنن و این خیلی زیبا بود مردم پاهلی دوست دارن و من فکر نمیکنم فقط بخاطر من باشه و این که داستان فیلم بطور کلی بر روی قهرمان مرد فیلم باشه چون مسلما چهره ام در این فیلم اینقدر جذابیت نداره که تماشاگرارو تنها به خاطر دیدن من به سینما بکشونه و کسانی که با تصور دیدن یه تصویر شیک و تروتمیز از من به دیدن پاهلی میرن معمولا ناامید میشن .
شمام عاشق تصویر خودتون با سیبیل شدین ؟
نه واقعا نه ! زیاد با اون سیبیلا راحت نبودم مخصوصا این که ما برای فیلمبرداری تو راجستان بودیم و در اونجا معمولا دمای هوا 40 درجه سانتی گراد و معمولا تحمل این گریم چسبناک برام خوشایند نبود .
حالا اگه شاهرخ بخاطر یه زره سیبیل اعصابش خورد شده تو فیلم 2000 : Hey Ram! (ای خدا) چطو خودش تحمل کرده اونجا ریش داشت

شاهرخ : امیدوار بودم که مردم بعد دیدن فیلم به خونه برن و از خدا بخوان که یه روح عاشقشونشه! همه مردم میدونن که تو سینما میشه غیر ممکن هارو ممکن کرد و همه چیز برای شما قابل باورتر جلوه بده .
کارن جوهر و سونیتا منون دوستای صمیمی من هستن که به روح و این طور چیزا اعتقاد زیادی دارن هر چند من زیاد این حرفا قبول ندارم اما خب وقتی مردم میتونن باور کنن که یه مرد بعد مرگش برا نجات همسرش باز میگرده (فیلم هالیوودی روح) چرا پاهلی رو باور نکنن؟ اگه تماشاگرا میپذیرن که زنی در سن 80 سالگی هنوزم مانند 18 سالگیش عاشقه (تایتانک) چرا نتونن پاهلی بپذیرن ؟ و همیشه همینطور بوده و شما در سینما چیزی رو میپذیرین که شاید براتون قبل از اون قابل تصور نبوده همونطور که مردم VEER ZAARA دیدن و باور کردن که یه انسان میتونه به خاطر باورهاش و عشقش 22 سال تو زندون بمونه و حرفی نزنه .
سینما همیشه تاثیر گذار بوده مثلا شما همیشه میبینین که این مسئله مطرح میشه که سیگار کشیدن بازیگرا در فیلما بر روی تعداد افراد سیگاری جامعه تاثیر میذاره و به نوعی بدآموزیه
بنظر میرسه پاهلی طرفدارات متحیر کنه ؟
شاهرخ : چرا ؟ پاهلی فقط یه داستان عاشقانه بین یه زن و مرد یه روحه و این طور پیش امده که که من هر دو نقش مرد و روح بازی کنم (باخنده) من همیشه این باور دارم که داستانای عاشقانه و رمانتیک بیش از هرچیز تو سینمای هند و در بین تماشاگرای ما طرفدار داره فکر کنم فیلمای رمانتیک نقطه قوت سینمای ما باشه همونطور که فیلمای اکشن و تخیلی نقطه قوت سینمای غرب و فکر کنم هر زمان اونا خواستن فیلم عاشقانه کاملی بسازن چندان موفق نبودن لحظات عاشقانه زیادی در سینما ما هست که ماندگار شدن

شاهرخ : یه دوست آلمانی دارم که همیشه میگه : تکنولوژی ما کامل بی نظیر اما ما فراموش کردیم که چطور باید تو فیلمامون اشک بریزیم و بخاطر اینکه اونا را به یاد بیاریم باید سراغ سینمای شما می یایم .
شاهرخ : فکر میکنم همه اینا به این خاطر که داستانای عاشقانه ما ازاعماق قلبمون می یاد وبه همین علت به دلا میشینه و قلباروتسخیر میکنه
گفته بودی که دیگه از بازی تو فیلمای عاشقانه و رمانتیک خسته شدی ؟
بله ، مث اینه که بگم از مسافرت با ماشین خسته شدم اما مطمئنا منظورم این نیست که دیگه سفر نمیخوام بکنم داستانای عاشقانه زندگی های ما هستن و من باور دارم که هر داستانی که ما میگیم در انتها به نوعی به یه داستان عاشقانه میرسه من واقعا از حضور در فیلمای عاشقانه تکراری و شبیه هم خسته شده ام اما پاهلی کاملا متفاوت من احساس میکنم که زمان این رسیده که تو یه سال بیش از سه فیلم بازی نکنم و این سه فیلمم فیلمهایی باشن که واقعا اونارو قبولشون دارم و صادقانه دوستشون دارم و سعی میکنم که همیشه متفاوت کار کنم همینطور که پیش از این هم دوست داشتم کارهای متفاوتی انجام بدم با این حال نمیدونم چرا بعضی مواقع با وجود تفاوتای زیاد فیلمام پایانی شبیه بهم داشتن مث 1993: DAAR (ترس)

1993: BAAZIGAR

1994 : ANJAAM (عاقبت)

اما تو سال 2004 : Swades

Main Hoo Naa


کاملا باهم متفاوت بودن و این چیزی بود که من با آگاهی اونارو انتخاب کردم .
حالا به مرحله ای رسیدم که میتونم فقط در فیلمی که واقعا دوست دارم بازی کنم و با کارگردانی که واقعا قبول دارم کار کنم و نگران نتیجه و پی آمد اون نباشم اما همیشه این در نظر داشته ام که فیلمام پیام اجتماعی موثری داشته باشه PAHELI در مورد تنهایی و بی کسی زن روستایی که توسط همسرش نادیده گرفته شده من نمیدونم شاید Swades فروش فوق العاده ای نداشت اما من هیچ گاه از حضور دراون پشیمون نیستم و بهش افتخار میکنم PAHELIهم همینطوره من دوست دارم مردم PAHELI رو فقط به خاطر آهنگاش نگاه نکنن هر چند که فیلم موسیقی بسیار زیبایی داره که من عاشقش هستم و در پایان تنها یه چیز میتونم بگم اگه عاشقین از پاهلی لذت میبرین
چند دقیقه با شاهرخ خان
از چی خوش ات میاد؟
(باران. بازیهای ویدیویی. کامپیو تری)
از چی بدت می یاد؟
(دروغ.صبح های زودو البته گرما)
در دوران مدرسه چه اتوموبیلی داشتید؟
(یک وانت )
و حالا؟
(یک پاجیروی قرمز رنگ خوشگل)
برنامه مورد علاقه؟
(همه برنامه های کانال دیسکاوری)
چه وقت دروغ میگی؟
(وقتی نمی خوام قلب کس را بشکنم)
لحظات به یاد ماندنی؟
(وقتی یا بهتر بگویم روزی که اولین جایزه فیلم فیر را دریافت کردم)
فلسفه زندگی ات؟
(حتی اگر گرسنه نیستی اشتهایت را ازدست نده)
دوست داری با چه کسی بیرون بری؟
(مادلین استو(هنر پیشه نام آشنای هالیوود)
آرزوی مخفی؟
(این که مثل دون ژوان دو مارکو باشم اصلا خود او باشم)
اگر دزد بودی چه می دزدیدی؟
(دوست داشتم درسانتاکلوز باشم و به زور وارد خانه ها بشوم و چیزهای مخفی را بردارم)
به چی حساسیت داری؟
(افرادی که دنیای مرا محدود می کنند)
یک شب پر کار و موثر چطوری است؟
(اینکه در آن روز همزمان چندین کارانجام داده باشم.مطالعه.بازی با کامپیوترو...)
از چی می ترسی؟
(کسی بخواهد دستان مرا قطع کند من از آنها زیاد استفاده میکنم!)
رویایی که به حقیقت پیوسته؟
(هرگز رویایی نبودم)
نقشی که به خاطرش حاضرید چشم و دندانهای خود را بدهید؟
(جیمز باند یا بتمن!)
نوشیدنی مورد علاقه؟
(پپسی کولا)![]()





